لغت نامه دهخدا زندگی. [ زِ دَ / دِ ] (حامص، اِ) زندگانی. (از فرهنگ فارسی معین). حیوة. (ناظم الاطباء). حیات. محیا. حیوان. نقیض مرگ. زندگانی. مقابل مردگی. مقابل مرگ و ممات و آن صفتی است مقتضی حس و حرکت. (از یادداشتهای بخط دهخدا) گی در گویش بختیاری (Gay) یعنی فرصت و مهلت، در واقع گی (Gay) همان گاه و دوره است. معرب گاه هم میشود جاه و میتوان چنین استنباط کرد که جایگاه هم دلالت بر همین ریشه دارد. بر این اساس میتوان گفت آنجا که مولانا میگوید : از کجا آمدهام یعنی از کدام جا یا در واقع از کدام گاه و از کدام گی (Gay) آمده ام. در محاوره بختیاریها میگویند که اگر گی (Gay) بدستم بیفتد میدانم چه کنم. ضمناً وقتی میگوییم یک سالگی فرد یعنی او یک دوره و فرصت را سپری کرده و فرد، شصت سالگی (Gay) داشته تا بتواند به اهدافی که بهر آن به این جا آمده را محقق کند.
سوربیتول!...ما را در سایت سوربیتول! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 63